اگر آواز می خوانی ، بخوان آواز آن مادر
که از فقر و تهیدستی یگانه کودکش را بر سر راهی رها کرده است
و با چشمان اشک آلود سر سوی خدا کرده ست
و با جانی که بی تابست برای عزت و اقبال فرزندش دعا کرده ست
و با غمهای رنگارنگ سوی خانه می پوید
به هر گامی نگاهی سوی طفلش می کند غمناک و زیر لب همی گوید :
خدایا مادری تنها و غمگین ، کودکش تنهاست دلم را بر غمی سنگین شکیبا کن .
زمین و آسمانت را بگو با کودکی تنها مدارا کن .
تو ای دختر سرود قرن را سر کن
سرود تلخ آن قرنی که شهر و خانه هاشان زیر پای ظلم میلرزد ؛ و در مرگ جوان هاشان
ز خشم و غصه لبریزند و فرزندانشان چون برگهای زرد پائیزی
به زیر پای ظالم یک به یک بر خاک میریزند .
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 0:48 قبل از ظهر توسط امیر
|
